ذبيح الله صفا

110

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بهرحال در عين آنكه حملهء مغول ، بخصوص وقتى كه بسقوط بغداد منتهى گرديد ، وهن بزرگى براى اسلام بود ، و با آنكه درين هجوم گروه بسيار بزرگى از مسلمانان كشته شدند ، با اينحال بر اثر ارتباط نزديكى كه دولت مغول ميان مشرق و مغرب آسيا ايجاد نموده بود ، و در نتيجهء آمدوشد مسلمين بناحيت‌هاى جديد ، طبعا اسلام بنواحى تازه‌يى از شمال چين و مغولستان و نواحى آسياى مركزى راه يافت و باقى ماند . از امرا و خانان مغول ، آنان كه در نواحى مسلمان‌نشين تركستان و ماوراء النهر ( اولوس جغتاى ) و ايران و ممالك اسلامى مغرب تسلط داشتند ( ايلخانان ) ، اگرچه به زودى قبول دين نكردند ، ليكن چون بيشتر رعاياى آنان مسلمان بودند بتدريج با آنان خو پذيرفتند و كم‌وبيش رفتار نيكى با ايشان در پيش گرفتند . در اولوس جوجى ( توشى ) خان ، بركاى خان يكى از پسران جوجى ، چون از كودكى با مسلمانان تربيت يافته و مسلمان شده بود ، در تقويت دين و اعزاز مسلمانان سعى وافى مبذول مىداشت و ازو حكاياتى درين باب نقل كرده‌اند « 1 » . وى بعد از سرتاق پسر باتو در تاريخ 652 بسلطنت رسيد و در 664 درگذشت . رفتار هولاگو با اسمعيليه و با خليفهء عباسى مشهورست و بعد ازين مذكور خواهد افتاد ، اما موضوع مهم آنست كه او با سپاهيان خود عده‌يى از معتقدان بمذاهب مختلف بودايى و عيسوى داشت . زن او عيسوى و خود او بودايى بود و به همين سبب فرمان داده بود كه در خوى بتخانه‌هايى بسازند « 2 » . اين امر البته وهنى بزرگ بر اسلام بود كه هيچگاه با بت‌پرستى راه مدارا نپيموده است . جانشين او اباقا هم كيش بودايى داشت و مانند پدر عيسويان را تقويت مىكرد ليكن برادر و جانشينش تگودار ( 681 - 683 ) اگرچه در جوانى آيين ترسايى داشت ، ولى بعد از معاشرت با مسلمانان قبول اسلام كرد و با حمد موسوم گرديد . وى بعد از انتخاب بسلطنت نامه‌يى بعلماى بغداد نوشت و خود

--> ( 1 ) - طبقات ناصرى ص 717 ببعد . ( 2 ) - جامع التواريخ ص 734 .